زندگی نامه حضرت ام البنین ( س )

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود .
پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .
افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود
برچسب ها:
ام البنین ،
سوگنامه یاس
فاطمیه قصه گوی رنجهاست بهترین تفسیر سوز مرتضی است
فاطمیه شعر داغ لاله است قصه زهرای هجده ساله است
سید مهدی قوام و زن فاحشه

چراغهای مسجد دسته دسته روشن میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.
آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش.
جمعیت هم همینطور که سلام میکنند راه باز میکنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…
آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل…
دست شما درد نکند، بزرگوار!
سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، میگذار پر قبایش. مدتها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!
آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی میکنن…
حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک میشود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…*زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالیاش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه میکرد.
زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لبها، گیسهای پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.
دوره و زمونهای نبود که معترضش بشوند…*حاج مرشد!
جانم آقا سید؟
آنجا را میبینی؟ آن خانم…
حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.
استغفرالله ربی و اتوبالیه…
سید انگار فکرش جای دیگری است…
حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.
حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه میکند:
حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمیگوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟
سبحان الله…
سید مکثی میکند.
بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمیخورد مشتری باشیم؟!
حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی میشود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه میکند و سمت زن میرود.
زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور میکند.
به قیافهشان که نمیخورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استفرالله میگوید.
- خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.
زن، با تردید، راه میافتد.
حاج مرشد، همانجا میایستد. میترسد از مشایعت آن زن!…
زن چیزی نمیگوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…
دخترم! این وقت شب، ایستادهاید کنار خیابان که چه بشود؟
شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشمهایش که قدری هوای باران:
حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم…
سید؛ ولی مشتری بود!
پاکت را بیرون میآورد و سمت زن میگیرد:
این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمردهام. مال امام حسین(ع) است…
تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نه ایست!…
سید به حاجی ملحق میشود و دور…
انگار باران چشمهای زن، تمامی ندارد…*چندسال بعد…نمیدانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل!
سید، دست به سینه از رواق خارج میشود. زیر لب همینجور سلام میدهد و دور میشود. به در صحن که میرسد،
نگاهش به نگاه مرد گره میخورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده.
مرد که انگار مدت مدیدی است سید را میپاییده، نزدیک میآید و عرض ادبی.
زن بنده میخواهد سلامی عرض کند.
مرد که دورتر میایستد، زن نزدیک میآید و کمی نقاب از صورتش بر میگیرد
که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:
آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان میآید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…
آقا سید! من دیگر… خوب شدهام!
این بار، نوبت باران چشمان سید است…
پ.ن: سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف میکرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند،
به اندازهی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند.
زار زار گریه میکردند و سرشان را میکوبیدند به تابوت…
برچسب ها:
سید مهدی قوام ،
زن فاحشه ،
حاج مرشد ،
امر به معروف تو اتوبوس(بد حجابی)-فلسفه قیام عاشورا!
از دوستم خداحافظی کردم ، ساک و وسایلم رو برداشتم و سوار اتوبوس شدم.از قم باید میومدم بوشهر...
از کمک راننده پرسیدم حاجی جای من کجاست؟ گفت اون صندلی...
رفتم نشتستم سرجام،چندثانیه بعدمتوجه شدم صندلی جلوی من یک خانومه وکنارش هم شوهرش نشستن.
یک خانوم بد حجاب....!!!
نگاهم رو از رو به رو دزدیدم و یک نگاهی به شوهره کردم دیدم یه سی و چند سالیش هست!
سرم رو انداختم پایین...
تو دو راهی امر به معروف کردن و نکردن گیر کردم.شرایط نشون میداد امر به معروفم بی اثره،
سرمو انداختم پایین.کمی گذشت.گردنم درد گرفت ، به خودم گفتم یعنی 17ساعت میخوای
سرت پایین باشه؟!؟!؟! تو ماشین هم که خوابت نمیبره.پس چیکار کنم؟!؟!
آهان! یه فکر بکر! کلاهی که داشتمو برادشتم گذاشتم رو صندلی جلویی!
آخیش!کلاه جلو دیدمو گرفت و دیگه موهای خانومه رو نمیدیدم.الحمد لله...
چند دقیقه ای گذشت و ما هم چشمون رو به گذر جاده دوخته بودیم.در همین حال حس کردم تو زاویه دیدم
یه عالمه مو میبینم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نهههههههه هههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تا حالا شنیده بودم اما از نزدیک ندیده بودم!خدااااا!!!!!!!!!!!!!! باورم نمیشه!!!!!!!!!
خانومه رو سریش رو کامل در آورده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !ماه محرم!!!!!!!!!!!
دیگه جای تعلل نبود. زدم رو شونه مرده که جلوم بود گفتم حاجی به خانومت بگو روسریشو سرش کنه!!!
یه نگاهی به من کرد بعد به خانومه گفت میگه رو سریتو سرت کن!اونم سریع جمع کرد بساطشو...
کلاه رو دوباره گذاشتم بالا.ولی نه،انگار خانومه لج کرده بود.ظاهرا قضیه کلاه رو فهمیده بود!
اون قدر سرشون تکون داد تا کلاه افتاد.پیش خودم گفتم هنوز منو نشناختی،کلاه رو گذاشتم بالا با دست
محکم گرفتمش!!گفتم حالا تا دلت میخواد تکون بخور....
تو همین احوالات بودیم که اتوبوس برای شام توقف کرد.رفتیم پایین.
یه گوشه وایسادم واسه خودم که یه بنده خدایی اومد کنارم گفت چرا در اتوبوس رو بستن،بیرون سرده
بریم تو.... ، گفتم باز میکنن الان ، خلاصه کنم،سر صحبت باز شد ، کمی آشناش شدیم و منم خودمو معرفی
کردم و مشغول صحبت شدیم،از قضا وقتی میخواستیم بریم سر جاهامون بشینیم این بردار جدیدمون
گفت،حاجی بیا پیش من بشین من صندلی بغلیم خالیه!!!!!!از تنهایی بدم میاد....
تو دل خودم گفتم: خدا یا شکرت....! از شر اون زنه "گناهکاره موجب گناه" خلاصمون کردی....
الحمد لله الحمد لله الحمد لله
***

امام حسین علیه السلام در وصیت نامه و سخنرانی خویش فرمودند:
می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و طبق سیره و روش جدم و پدرم علی بن ابی طالب رفتار كنم...
و نیز فرمودند:
خدایا! همانا تو می دانی که آنچه از ما سر زد به خاطر دنیانبودبلكه هدف مااین بودكه نشانه های دینت را به
جای خود برگردانیم و سرزمین تو را اصلاح كنیم...
(تحف العقول , ص 416-417)
****
قسمتی اززیارت ناحیه مقدسه(سوگواره حجة بن الحسن-عج-بر جد بزرگوارش حسین بن علی-علیه السلام-) :
سلام بر آن بدن های چاک چاک و آغشته به خون...
سلام بر آن لب های خشکیده...
سلام بر آن اعضای تکه تکه شده...
سلام بر آن سرهای بالای نیزه رفته...
سلام بر آن کشته شده ی مظلوم...
سلام بر آن نوگل شیرخوار....
سلام بر آن گونه ی خاک آلود...
*****
شرمنده طولانی شد
التماس دعا
12 اسفند
حضور حد اکثری در انتخابات فردا هم دل امام زمان عج و هم نایب برحقشان حضرت امام خامنه ای و هم دل تمامی مسلمانان جهان را شاد خواهد کرد.
پس،فردا 12 اسفند با حضور خود یک بار دیگر ثابت خواهیم کرد پشتیبان نظام
جمهوری اسلامی ایران هستیم و
محکمی به دهان بد خواهان خواهیم کوبید.یه نکته :روز چهارشنبه در برنامه زیبای سمت خدا حجت الاسلام پناهیان گفتند:شما روز جمعه با نیت قربت الی الله به پای صندوق رای برید بعد اون دنیا ببینید همه نمازهایی که خوندید ثوابش بیشتره یا این شرکت تو انتخابات؟!؟!
التماس دعا
یا علی
برچسب ها:
12اسفند ،
انتخابات ،
مشت ،
جمهوری اسلامی ایران ،
پناهیان ،
قربت الی الله ،
رای ،
امام زمان ،
امام خامنه ای ،
انتخابات پرشور 12 اسفند
12 اسفند همه با هم رای می دهیم

یکی از مسائلی که حضور بیش از پیش ما را در این انتخابات واجب می کند بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست. بیداری اسلامی، متاثر از بیداری مردم ایران بر علیه دست پرورده ی آمریکا و غرب یعنی محمد رضا پهلوی مخلوع بود که با زعامت و سردمداری امام خمینی (ره) به سرانجام رسید و اکنون سمره ی این انقلاب را به وضوح می توان در سرتاسر دنیا دید.چشم تمام ملت هایی که برعلیه سردمداران دیکتاتور خود قیام کرده اند و الگو ی خود را جمهوری اسلامی و مردم ایران می دانند به این انتخابات است تا ببینند که چگونه ملت شریف ایران پس از گذشت سی و سه سال هنوز دست از حمایت از نظام و رهبر خود برنداشته است و چگونه روحیه ی استکبار ستیزی خود را در مقابل ملت های مستکبری چون آمریکا و ...حفظ کرده است.حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) می فرمایند: "امریکا که به دنبال انزوای ایران بود اکنون با واقعیت گریز ناپذیر الگو قرار گرفتن انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران برای ملتهای مسلمان ، مواجه شده است . مقاومت و ایستادگی مردم ایران در برابر توسعه طلبی و سلطه جویی امریکا و متحدانش ، سرانجام به بار نشسته و ارزشها و شعارهای ظلم ستیزانه انقلاب اسلامی ایران ، علیرغم تلاشهای آمریکا ، تاثیر خود را بر ملتهای مسلمان منطقه گذاشته است."
مسئله مهم دیگری که اهمیت بسیار بالای حضور حد اکثری در انتخابات را می رساند احساس مسئولیت در حفظ دین و کشور، از خطرات پیش روست.روزانه هزاران شبکه ی ماهواره ای و اینترنتی به انحاء مختلف مشغول برنامه ریزی برای ضربه زدن به این نظام و مردم هستند.یکی از مسئولیت هایی که ما باید آن را از همه مهمتر بدانیم تلاش برای عزت دینی و ملی بیش از پیش ایران در برابر ملت های چپاول گر و معاند غربی است.مصداق این مسئولیت مهم حضور در این انتخابات است.حضوری که باعث سرافرازی دینی و ملی می شود و مردم ایران را در جهان به عنوان الگویی دیندار، مقاوم، بصیر و شجاع معرفی می کند.هنگامی که دشمن حضور مردم را در پای صندوق های رای ببیند نقشه های خود را تمام شده می داند و وادار به عقب نشینی می شود که این عقب نشینی باعث افتخار دینی و ملی مردم ایران است زیرا که مردم ایران با الهام گرفتن از دین مقدس اسلام موفق به خلق چنین حماسه ای شده اند و ثانیا این مردمی که دست به خلق چنین حماسه ای زده اند به خاطر حس میهن دوستی خود به صحنه آمده اند.درهمین زمینه حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فرمودند:"دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های جبهه استکبار و عوامل همیشگی آنها، تلاش گسترده ای را آغاز کرده اند تا انتخابات مجلس، انتخابات بی رونقی باشد اما همه باید بدانند که حضور مردم در انتخابات، کشور را به پیش خواهد برد و دشمن را در اجرای توطئه هایش دچار تردید و تزلزل و وادار به عقب نشینی خواهد کرد." و در کلام دیگری فرمودند:"انتخابات پرشور ضربه سختی به دشمن خواهد بود"
مورد دیگری که اهمیت حضور در انتخابات مجلس شوری اسلامی را می رساند تحریم ها و تهدید های غرب در این چند وقته اخیر بر علیه ایران است.اروپا و دیگر هم پیمانان آنان که از دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای شوکه شده اند و ناراحتی های شدید خود را به صورت های مختلف از جمله تهدید و تحربم ابراز می کنند در صدد جبران شکست خود در اعمال تحریم بر علیه جمهوری اسلامی هستند و پس از نا امید شدن از پروژه تحریم انتخابات سال 88 اکنون به پروژه قدیمی و از کار افتاده ی تحریم انتخابات مجلس شورای اسلامی روی آورده اند.ملت شریف ایران با بینش و بصیرت بالا و با درک شرایط حساس ایران در مقابل این تحریم ها و تهدید های پوشالی بار دیگر با حضوری گسترده تر در 12 اسفند ماه در پای صندوق های رای غرور و عزت خود را به رخ دشمنان خواهد کشید و تمامی تحربم ها تهدید ها را با حضور خود خنثی خواهد کرد.دلیل خنثی شدن تحریم ها این است که قتی دشمن ببیند تحریم ها و فشار ها بر مردم ذره ای از ارادت آنها به نظام و رهبر عظیم الشان انقلاب را کم نکرده است بلکه آنها را از گذشته پرشور تر کرده است راه خود را عوض می کند و وادار به عقب نشینی می شود.مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای فرمودند:"در شرایطی که ملت ایران با سرافرازی به بسیاری از مراحل پیروزی دست پیدا کرده است و نشانه های پیروزی های جدید را نیز به چشم می بیند، جبهه استکبار تلاش دارد با ترساندن مردم و مسئولان از تحریم ها، در اراده آنان اختلال ایجاد و مردم را از صحنه خارج کند، در حالیکه ملت ایران این راه پرافتخار را با بصیرت انتخاب کرده است و برای پیمودن آن مجاهدت فراوان کرده و خون عزیزترین های خود را نثار کرده است".
نمایندگی یعنی چه
صل وکالت یا نمایندگی استوار است بر :
1-اگاهی 2-علم به روز 3-شناخت جامعه 4-طبقه بندی مشکلات جامعه 5-بیان به موقع مشکلات موجود 6-برخاسته از خودم به معنی واقعی 7-ومواردی که از عهده این برگ خارج است 8-در رأس همه امور ولایت مدار بودن پس با داشتن ویژگیهای فوق .با اتکال به رهبری و مردمی که اورا به عنوان نماینده در خانه ملت معرفی می نمایند.
وظیفه نماینده حضور به موقع در جلسات مجلس - تصویب یا رد دقیق لایحه های ارائه شده در مجلس است . به گونه ای که ضرری متوجه ملت نشود نه فقط به شخص نماینده . همانگونه که رهبر فرزانه بارها اشاره داشته است که انتخابات می بایس در جوی ارام و شایسته صورت بگیرد که سبب سود جویی دشمنان نشود رأس مردم نبا یست به صورت پلی باشد برای ارتقاع درامدو شغلی نماینده –نمایندگی تکذ یب و تأیید کذ ایی حقوقی اشخاص نیست –نمایندگی مشروط به خرج کذ ایی از هزینه دولت ویا ملت نیست –نمایندگی سبب ابادی قلیل افراد نیست –نمایندگی استفاده از نام محبوب افراد نیست –نمایندگی ترجیح یا تخریب یک گروه بر گروه دیگر نیست –نمایندگی دال بر داشتن حزب یا احزاب نیست –نمایندگی دال بر شام ،نهار و شیرینی وصفا نیست –نمایندگی به فرموده مقام معظم رهبری در یک کلام تصویب قانون برای حکومت یک واحد اسلامی است
حدیث لوح
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام روایت نموده است كه حضرت فرمود:
"پدرم امام باقر علیهالسلام به جابر بن عبدالله انصارى فرمود: من با تو كارى دارم چه وقت مناسب است كه تو را مكان خلوتى ببینم و از تو پرسش نمایم؟ جابر گفت: هر وقت كه اراده فرمائید. حضرت روزى با او خلوت كرده و به او فرمود: اى جابر! درباره آن لوحى كه در دست مادرم فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله دیدى و آنچه كه در آن نوشته شده بود، به من خبر ده! جابر گوید: خدا را گواه مىگیرم كه در زمان زندگى پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه وآله به حضور حضرت زهرا علیهاالسلام مشرف شدم تا تولد حسین علیهالسلام را به آن حضرت تبریك و تهنیت گویم. در دست آن حضرت لوحى سبز رنگ دیدم، گمان كردم زمرد است، با خطى سپید مانند نور خورشید روى آن نوشته شده بود. عرض كردم: پدر و مادرم به فدایت باد! اى دختر رسول خدا! این لوح چیست؟ فرمود: این لوحى است كه خداوند عزوجل به پیامبرش هدیه كرده و در آن نام پدر و نام شوهر و فرزندان و جانشینان از فرزندانم نوشته شده است و پدرم به خاطر خشنودى من آن را به من بخشیده است. جابر گوید: حضرت آن لوح را به من داد. من آن را خوانده از روى آن نسخهاى برداشتم."
امام باقر فرمود: "آیا مىتوانى آن را به من نشان دهى؟" گفت: "آرى." حضرت با وى به خانهاش رفت. جابر نامهاى را بیرون آورد. حضرت فرمود: "اى جابر! تو در نوشته خودت نگاه كن تا من بر تو بخوانم!" جابر در نسخه خود نگریسته، پدرم حضرت باقر بر او قرائت فرمود، به خدا سوگند حتى یك حرف با نوشته او مخالفت نداشت. جابر گفت: "خدا را شاهد مىگیرم كه به همینگونه در آن لوح نوشته دیدم: بنام خداوند بخشنده مهربان، این نوشتهاى است از سوى خداوند شكوهمند و با حكمت براى محمد، نور و فرستاده و نماینده و راهنمایش كه فرشته وحى آن را از سوى پروردگار جهانیان آورده است، اى محمد نامهاى مرا بزرگ شمار، نعمتهایم را سپاس گزار، الطاف و بخششهایم را منكر مباش! همانا من خدایم، جز من خداوندى نیست، در هم شكننده زورگویان، نابودكننده گردنفرازان، خواركننده ستمگران و پاداشدهنده روز جزایم. همانا من خدایم و جز من خداوندگارى نیست هر كس به غیر فضل من امیدوار باشد و یا از غیر عدالت من بترسد، او را به گونهاى عذاب كنم كه هیچیك از جهانیان را بدانگونه عذاب نكرده باشم، پس مرا پرستش كن و بر من توكل نما!
من هیچ پیامبرى را مبعوث نكردم و دوران هیچ پیامبرى پایان نیافته مأموریتش سپرى نشد مگر اینكه برایش جانشینى قرار دادم. من تو را بر پیامبران برترى داده جانشینت را بر جانشینان فضیلت بخشیدم، و به دو نوه و به دو شیر بچهات، حسن و حسین بعد از او تو را گرامى داشتم، حسن را پس از سپرى شدن دوران پدرش، معدن علم خود و حسین را نگهبان گنجینه وحىام قرار دادم و او را به شهادت گرامى داشته فرجام كارش را به خوشبختى و سعادت ختم كردم، او برترین شهید و درجه شهادتش والاترین درجه است، كلمه تامه خود را با او قرار دادم و حجت بالغه من نزد اوست، پاداش و كیفرم را با وساطت خاندان او انجام مىدهم، نخستین نفر از خاندان او على، سرور عابدان و زیور اولیاء گذشته من است و پسرش همنام جد پسندیدهاش محمد كه شكافنده علم و معدن حكمت من است، ناباوران درباره جعفر نابود مىشوند و آن كس كه او را رد نموده پذیرایش نباشد، همانند كسى است كه مرا رد كرده است. این گفتار حتمى و راستین مناست كه جایگاه جعفر را گرامى داشته من او را درباره دوستان و پیروان و یارانش خشنود مىسازم، پس از او موسى را در شرایطى آشفته و تاریك انتخاب مىكنم، زیرا رشته سنت واجبم بریده نگشته و حجتم پوشیده نخواهد ماند و دوستانم هرگز به زحمت نخواهند افتاد. آگاه باش! هركس منكر یكى از آنان شود، مانند آن است كه نعمتم را انكار كرده باشد و هركس یك آیه از كتابم را تغییر دهد، بر من تهمت و افترا بسته است. واى بر افترا زنندگان منكر به هنگام سپرى شدن دوران بندهام و حبیب و برگزیدهام موسى! آگاه باشید! كسى كه هشتمین نفر را تكذیب كند، همه اولیاء مرا تكذیب كرده است.
على، ولى و ناصر من و كسى است كه زحمتهاى پیامبرى بر دوش او گذارده شده است و با تحمل بار سنگین آن او را آزمودهام. وى را دیوى خودخواه و مستكبر خواهد كشت و در شهرى كه ذوالقرنین، این بنده شایسته، آن را ساخته است، در كنار بدترین مخلوقم دفن خواهد شد. این گفتار حتمى است كه دیدگانش را به محمد پسرش و جانشین پس از او روشن خواهم ساخت.
او وارث علم و معدن حكمت و جایگاه راز نهانى و حجت من بر آفریدگانم است. بهشت را جایگاهش قرار داده شفاعتش را درباره هفتاد نفر از افراد خانوادهاش كه همگى مستوجب آتش جهنم باشند مىپذیرم، و پسرش على كه ولى و ناصر و شاهد و گواه من در بین مخلوقاتم و امین بر وحىام مىباشد دوران او را با سعادت و نیكبختى ختم مىكنم و از او دعوتكننده به راهم و نگهبان دانشم حسن را بیرون مىآورم، و بعد این دوران را به پسرش (محمى) تكمیل مىكنم كه رحمت براى جهانیان است، كمال موسى و روشنائى عیسى و پایدارى ایوب بر اوست، به زودى دوستانم در دوران او خوار گردند و سرهایشان همچون سرهاى ترك و دیلم به هدیه فرستاده شود، آنان كشته و سوزانیده مىشوند و پیوسته در حال ترس و رعب و اضطرابند، زمین از خونشان رنگین و فریاد و آه و ناله در بین زنانشان گسترش یابد، آنان دوستان راستین من مىباشند، هرگونه آشوب كور و تاریك را به وسیله آنان دفع كنم و تزلزلات و دگرگونیها را بوسیله آنان برطرف سازم و سختیها و زنجیرها را توسط آنان بگسلم. درود و رحمت پروردگارشان بر ایشان باد! و آنان همان راه یافتگانند.(1)
پی نوشت:
1ـ از كتاب فاطمه زهرا علیهاالسلام شادمانى دل پیامبر/ ص 413
2-http://harimeyas1.blogfa.com
روز شمار بهمن1357
اعلام بیطرفی ارتش؛ سقوط حكومت 2500 ساله شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران
به ادامه مطلب بروید
برچسب ها:
بیست و دوم بهمن 1357 ،
بیطرفی ارتش ،
سقوط ،
شاهنشاهی ،
حكومت 2500 ساله ،
پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،
صحنه جنگ ،
غروب روز بیستم ،
روز شمار بهمن1357
دستیابی مردم به اسلحهخانه نیروی هوایی و شدت یافتن درگیری مسلحانه مردم و نظامیان؛ انتشار متن فتوای امام مبنی بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشیان به شاه؛ اعلام منع عبور و مرور از ساعت چهار و سی دقیقه عصر توسط ارتش شاه؛ انتشار حكم امام دربارهی ماندن مردم در خیابانها؛ پیوستن نیروی دریایی و هوایی به مردم
به ادامه مطلب بروید
برچسب ها:
روز بیست و یکم بهمن 1357 ،
اسلحهخانه ،
فتوای امام خمینی ،
تانك ،
نفربر ،
حكومت نظامی ،
خلاف شرع ،
اعلامیه ،
رادیو ،
تبلیغات 