تبلیغات
کانون فرهنگی بهشت_مسجد بزرگ چهارده معصوم(ع)آزادشهر یزد - مقام معظم رهبری در دیدگاه علماء، مراجع و بزرگان
کانون فرهنگی بهشت_مسجد بزرگ چهارده معصوم(ع)آزادشهر یزد
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1391 توسط شهید آینده | نظرات ()

امام خمینی(ره):

شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بکنید، که متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار و بنای قلبی اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی کنید. ایشان را من سالهای طولانی میشناسم و در آن زمانی که اول نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف برای رساندن پیام ها تشریف میبردند و بعد از اینکه این انقلاب به اوج خودش رسید ایشان حاظر بود در همه جا و حالا هم هست. یک نعمتی که خدا به ما داده اینست.

مرحوم حاج احمد آقای خمینی تعریف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر یكی از آن‌ها یا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار می‌شد. در یك جلسه‌ای كه در جماران تشكیل شده بود، من، آیت‌الله خامنه‌ای، آقای موسوی‌اردبیلی، آقای میرحسین موسوی، آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتیم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نیز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات می‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به‌طوری كه در چهره‌شان مشخص و نمایان بود. در وسط جلسه بودیم كه ناگهان امام بدون در زدن، یك‌دفعه با حال عصبانیت شدید و برافروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: «من از اول با قائم‌مقامی آقای منتظری مخالف بودم، ایشان به درد رهبری بعد از من نمی‌خورد.» جلسة امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در یك سكوت سنگینی فرو رفتیم و همه متحیر از این جملات بودیم؛ چون سابقه نداشت و حضور غیر منتظره امام هم نشان از اهمیت موضوع بود. بعد از مدتی سكوت، آقای خامنه‌ای شروع به صحبت كردند كه: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولانی‌مدت رفتند و... و از آقای منتظری تعریف كردند و در آخر هم آقای خامنه‌ای گفتند كه خُب اگر ایشان نباشد چه كسی باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقای حبیبی دبیر كل مؤتلفه)

امام خمینی بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از ریاست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: «خداوند ذخیره انقلاب را حفظ كرد.» علی‌محمد بشارتی نقل می‌كند: در تابستان سال 58 هنگامی كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم كه آقای شریعتمداری در مشهد گفته بود: «من بالاخره علیه امام اعلام جنگ می‌كنم.» خدمت امام رسیدیم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذكور را هم گفتند. ایشان سرش پایین بود و گوش می‌داد. این جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: «این‌ها چه می‌گویند؟! پیروزی ما را خدا تضمین كرده است. ما موفق می‌شویم، در اینجا حكومت اسلامی تشكیل می‌دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاریم.» پرسیدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند.




طبقه بندی: بزرگان، 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.